از چند سال پیش طورش را گستراند ودر کمین شکار نشست
تا اینکه همسرم را به دام انداخت .فهمید که او عاشق تایید
کردن است هرچه گفت در دل خندید و گفت :"راست می گویی"
می پرسم :مگر چه شده ؟
پاسخ داد:
"با استفاده از ضعف های طرف و مشکلاتی که در بسیاری از
خانواده ها وجود دارد او را از خانواده اش دور کرد وپایبند
خود نمود .اگر زنی با وجدان بود یا از این جمع می رفت یا
به گونه ای دیگر عمل می کرد .اما او تخم اختلاف و دشمنی
را پراکند تا به زمان مناسب درو نماید .لکن خداوند در لحظه
حساس مشتش را باز کرد و مشخص گردید :
"آنچه در این میان وجود نداشته عشق به خود طرف بوده .بلکه
در درجه نخست احراز مقام مدیریت و شهرت طلبی بوده است "
به دوستم یاد آوری نمودم :
"اینکه می گویند مال کج به منزل نمی رسد به همین علت است
او قصد داشته با دشمن پراکنی همه پنجره های ارتباط میان مرد
و خانواده اش را ببندد تا او را مجبور به قبول خواسته هایش
نماید و مرد احساس کند تمام پل های پشت سرش خراب شده
و به خواسته های او تن دهد اما خداوند شاهد و ناظز همچنین
حامی مظلومان و دشمن ظالمان است روزی را ببین که فرزند
ابزاری خود را هم می گذارد و می رود .پس چه خوب است
ما انسان ها زیاد متکی به حرف های ظاهرا خوشایند و تملق
گویی برخی نباشیم چون ممکن است شیطانی مکار در پشت
آن حرف های زیبا نهفته باشد "
